جوي هاي چهل راچينه اي يزد
ادامه را بخوانيد و اگر اطلاعات تكميلي داريد ما را بي نصيب نگذاريد
ادامه را بخوانيد و اگر اطلاعات تكميلي داريد ما را بي نصيب نگذاريد
كه در آن شهر هر كس كه شهردار شدي در آن ميدان شروع به فعاليت نمودندي اين ميدان كه چهار راه كمربندي شهر بودند ي و بعد ها شهرداري كه وحدتي نام داشت
اين يارگيري ها كه در اينده نه چندان دوري شاهد آن خواهيم بود مي بينيم كه كساني باز هم ائتلاف كرده اند كه اگر آن ائتلاف را بعنوان اعضاء شورا در نظر بگيريم هرگز نخواهند توانست شهردار را انتخاب نمايند چه برسد كه بتوانند يك مصوبه با راي اكثريت داشته باشند
مسائل و مشكلات دانشگاه پزشكي شهيد صدوقي كم نيست.
ولي مديريت بايد قاطع باشد و در اخبار ديديم كه حجه الاسلام صدوقي از دكتر حائريان دفاع نموده بودند .
خيلي عالي است كه نماينده محترم ولي فقيه شهادت بر خوب بودن يك نفر بدهد و خود افتخاري است .
و قصد ما از اين مطلب اين نيست كه خداي ناكرده ثابت نمائيم كه ايشان صادق و مخلص و با آبرو نبودند بلكه بحث ما بر سر مديريت و فاكتور هائي كه باعث مي شود يك مدير را از پاي در آورد و خداي ناكرده با آبروي انسان متعهد و دلسوزي همچون دكتر حائريان بازي شود كه نماينده محترم ولي فقيه بر خود واجب بداند دفاع نمايد
يك نمونه كه براي ما جالب بوده و هنوز هم ماند ه ايم كه چگونه چنين چيزي امكان دارد
شنيده ها حاكي از آن است
رئيس ه..... گ...... دانشگاه پزشكي يزدآقاي ص-م از سال ۸۲ تا ابتداي ۸۴ به عنوان معاونت مالي و اداري يك شركت نيمه خصوصي مشغول به كار و تمام وقت نيز در آن محل حضور فيزيكي داشته و تحت عنوان بازنشسته و مرخصي بدون حقوق خود را در آن شركت معرفي نموده بوده و بر حسب اعتماد به نامبرده كه انسان فر هيخته اي بوده كسي هم در كار ايشان باريك نمي شود ولي از بد روزگار ايشان عازم سفر حج مي شوند و در اين اثنا بر حسب اتفاق افشاء مي شود كه ايشان كارمند رسمي دانشگاه پزشكي بوده ودر اين مدت هم بصورت كامل حقوق و اضافه كار هم دريافت مي نموده است .
حال چند نفر امثال اين دوست عزيزمان از دانشگاه حقوق دريافت مي نمودند و اضافه كار هم مي گرفتند و يا در جاي ديگر مشغول به كار بودند و يا اصلا ماه به ماه هم دانشگاه را نمي ديدند ؟؟؟؟؟؟
و در مقابل هم كارگران شركتي و موقت كه بنا به اظهار مديريت مشكل استخدامي نامبردگان مربوط به گزينش آنها بوده كه بلا تكليف هستند .
و ساخت بيمارستان بزرگ شهيد صدوقي در محدوده صفائيه و دور از دسترس مردم كه باعث خالي بودن تخت هاي بيمارستان شده .در صورتي كه زمين بيمارستان فرخي را در مركز شهر در اختيار داشتند و با قدري درايت مي توانستند طرح تو سعه را در همان زمين اجرا نمايند مثل بيمارستان امير المو منين (هراتي ) كه پس از راه اندازي يكي از بيمارستانهاي هميشه پر شده است .
و يا باند هاي داخل دانشگاه كه گاها قدرتشان بيشتر از مدير دانشگاه است .
و اگر ديروز دكتر حائريان مقابل اينگونه مسائل را گرفته بودند هيچ نيازي به دفاع نماينده محترم ولي فقيه نبود ولي چه كنيم تا مديران بر مسند كارند؛ مشغله زياد و باند هاي مو جود طوري اخبار را منتقل مي نمايند كه ديدن اينگونه مسائل كو چك و آشكار و صد ها مسائل بزرگتر كاري غير ممكن است
اميد مي رود دكتر مير محمدي بتواند با درايت كارهاي روي زمين مانده را بدرستي مديريت نموده و از اين آزمون پيروز بيرون بيايد.
يا علي مدد
هماي زلف شاهين شهپرت را دل شاهان عالم زير پر باد
كسي كو بسته زلفت نباشد چو زلف در هم و زير و زبر باد
دلي كو عاشق رويت نباشد هميشه غرقه در خون جگر باد
![]() |
اگر به دنبال يافتن ريشه نجابت و صداقت هستيد؟
اگر به دنبال يافتن ريشه سادگي و صداقت يزديان قديم هستيد ؟
اگر به دنبال يافتن راهي براي طولاني تر شدن عمرخود وخانواده هستيد؟
اگر به دنبال يافتن راهي براي فرار از بيماري هاي روحي و رواني واسترس هستيد؟
اگر به دنبال يافتن راهي براي دستيابي به تفاهم و عشق در زندگي مشتركتان هستيد؟
اگر به دنبال يافتن راهي براي آموزش قناعت واستفاده بهينه از داشته ها براي خانواده اتان هستيد؟
بايد سري به بافت تاريخي شهر مان يزد بزنيد و جواب تمام سئوالات فوق در بافت تاريخي ما هست
و بايد عاشق بود تا پيام معشوق را بگيريد و اين راه حل ساده را با عشق به بافت قديم تجربه كنيد و جواب تمام سئوالاتتان را پيدا كنيد همانطور كه گفته اند:
ميان عاشق و معشوق رمزي است چه داند آنكه اشتر مي چراند
زبان ملت
|
نوع و روش: سياسي، خبري مدير: عبدالمطلب يزدي تاريخ انتشار: 1325ق محل انتشار: تهران فاصله انتشار: هفته أي دو بار |
روزنامه زبان ملت، نشريه أي است كه در تهران به سال 1325 قمري تاسيس و به صورت دو شماره در هفته با چاپ سربي انتشار يافته است. اين روزنامه ادامه انتشار هفته نامه آدميت با عنوان جديد مي باشد.
ادوارد براون در كتاب تاريخ مطبوعات مي نويسد: “من شماره سوم اين روزنامه را كه در تاريخ 28 رمضان 1325 قمري منتشر شده است را در دست دارم. اين شماره در چهار صفحه به قطع 5/11 × 6 (سه چهارم اينچ) طبع شده است. وجه اشتراك ساليانه آن در تهران 15 قران و در ساير شهرها 18 قران و در ممالك خارجه 12 فرانك است.“
موجودي : (5 و 3-1: 1325)
اين مسجد در ميدان شهیدسید مصطفی خمینی (ـره) واقع است. باني آن خانش بيگم دختر شاه طهماسب است كه به عقد مزاوجت نور الدين نعمتالله بن مير ميران (از خاندان شاه نعمهالله ولي) در آمد و آثار متعددي از خود به يادگار گذاشت.
از جمله آنهاست ديوانخانه موسوم به عباسيه كه در ميدان شهیدسید مصطفی خمینی (ـره)ساخته بود.
از بناي قديم مسجد اكنون چيزي بر جاي نيست مسجد كلاً در سالهاي اخير تجديد بنا شده است.
از آثار قديم موجود در مسجد دو سنگ مرمرست. يكي منصوب در محراب و ديگري منصوب به ستون طرف چپ و اينك به معرفي آنها ميپردازد:
1-سنگ محراب از مرمر به اندازه 76*145 سانتيمتر، نقش آن منحصر به گل و بوته است.
اين بنا در محله سرريگ يزد واقع گرديده و از آثار قرن هشتم هجري است که در دوره هاي بعد مرتبا تغيير و تحول يافته است. محله سرريگ، در قرن هشتم هجري، از محلات خارج شهر يزد بوده؛ اما اکنون از محله هاي اصلي شهر است.
محله چهار منار از محلات قديمي است. نام قديم آن موضع كوي بهروك بوده است. وجه تسميه جديد آن به مناسبت وجود چهار منار دو مدرسه مقابل هم (معروف به مدرسه چهار منار) كه بوده است به دستور شمس الدين محمد بن ركن الدين در سر كوچه بهروك ساخته شد (در سال 728) و موجب آبادي آن محله گرديد. يك حد اين محله رودخانه خشكي است و پلي بر روي آن زده و آن را "پل چهار منار" نامگذارده بودهاند.
اين مسجد در اهرستان (ارسون) واقع است و به نام مسجد معينالدين در تواريخ يزد از آن ذكر شده و از آثار قرن هشتم هجري است.
اگرچه اهرستان از آباديهاي حومه يزد بود اكنون به علت توسعه نهر فاصلهاي از حيث بيابان ميان آنجا و شهر ديده نميشود.
مسجد بر سمت چپ و بر كنار خياباني كه از شهر به تفت ميروند قرار گرفته. مسجدي است با گنبد رفيع و صحن و ايوان، ولي عاري از هر نوع آرايش و ÷كاشيكاري.
در باب ايجاد مسجد مذكور در تواريخ يزد اطلاعاتي ضبط است. جعفري مولف تاريخ يزد گويد:
"اين مسجد را مولانا معينالدين جلال حافظ ساخته و مقبره خود را در جنب آن احياء كرده مولاناي مشاراليه از فضلاي زمان خود بوده و منشئات او در غايت نيكوئي است و بعضي تاريخ بنيمظفر و شرح رشف شيخ شهابالدين سهروردي و ديگر رسائل در انشاء و غيره تصنيف كرده كه بر كمال دانشوري او دال است…
و در سال تسع و ثمانين و سبعمائه (789) ساخته شده و اگر عمرش وفا كردي آن مسجد را مزين به كاشي ميكرد.
اطلاعاتي اضافي كه مولف تاريخ جديد يزد در باب معينالدين در كتاب خود ميآورد عبارت است از اينكه او را معلم شاهشجاع مينويسد و نام تاريخي را كه او براي آل مظفر نوشت "تاريخ معيني مظفري" ياد ميكند و در باب مسجد و مزار او ميگويد:
"و در جنب مسجد اهرستان به موضعي كه آن را "دشتوك" ميخوانند مسجدي عالي ساخته بيتكلف و گنبدي جهت مدفن خود در جنب آن پرداخته و پنجره كاشي برشارع نهاده و هنوز بعضي از عمارات مسجد باقي بود كه مولانا مشاراليه درگذشت و حرمش مولاه عظمي مسجد تمام كرد و مولانا را در گنبد خانه دفن كردند و حرمش نيز وفات كرد و هم آنجا مدفون است و اين مسجد در سنه تسع و ثمانين و سبعمائه تمام شد."
موضع دشتوك مذكور در تاريخ جديد يزد، بنا بر ذكر محمد مفيد مستوفي در جامع مفيدي در زمان صفويه به "داربندك" مشهور بوده است. همين مولف وضع مسجد را در عهد خويش وصف ميكند:
"و بسبب طول زمان خرابي تمام به آن عمارات راه يافته بود… در سنه احدي و ثمانين و الف (1081) معمار همت…ميرزا محمد كاظم دادائي.. به تعمير مسجد و مزار مزبور ساعي گرديده.."
منبع: يادگارهاي يزد ، ج 1 و 2 ، 227 الي 229
|
تاريخچه شهر يزد |
|
الف – دوره پيش از اسلام : از تحولات تاريخي منطقه ي يزد در دوره ي پيش از اسلام اطلاعات دقيقي در دست نيست ، ولي مي توان به كشتار پيروان كيش مهر پرستي توسط اردشير بابكان و به قدرت رسيدن مزدكيان در اواخر دوره ساسانيان كه از مهم ترين حوادث اين منطقه است ، اشاره كرد . در عصر هخامنشيان و ساسانيان ، براي جلوگيري از هجوم اقوام چادرنشين به يزد ، ناگزير اقدام به احداث دژها ، راهدار خانه ها و چاپار خانه هاي متعدد نمودند كه علاوه بر عملكرد نظامي و تجاري از آن ها به عنوان رباط و بارانداز كاروان ها نيز استفاده مي شد . در اين دوره زراعت ، دامداري ، نساجي و صنايع دستي در يزد رواج داشت و بازارهاي مناسب براي مبادله ي كالا نيز به وجود آمده بود كه از مهمترين آن ها مي توان به مراكز خرانق ، ندوشن و عقدا اشاره كرد . از معروف ترين دژهاي اين دوره ي يزد مي توان به ساعقد ، توران پشت ، اشكذر ، بهاباد ، انارك و اردان اشاره كرد . همچنين دژهاي شهرهاي ميبد ، فهرج ، ابرقو ، انار ، هرات و مروست را نيز مي توان نام برد . شهر « ايساتيس » كه بناي آن را به اسكندر نسبت مي دهند ، در زمان هخامنشيان نيز وجود داشته است ، ولي اسكندر به نام « كثه » تغيير داد كه در زبان يوناني به معني زندان است و اين جا محل نگهداري و اسارتگاه اسيران جنگي شد . شهر « كثه »در زمان ساسانيان هم آباد و پا بر جا بوده است . شهر يزد در اين دوره داراي سه قسمت كهنه دژ ، شارستان ، بيرون شهر ( ربض ) بوده است . ب – دوره پس از اسلام : يزد در زمان عثمان به دست پسرش سعيد فتح شد و دو قبيله از اعراب فاتح در آن اسكان يافتند . تا پايان دوره ي امويان ، شهر يزد به دست اعراب اداره مي شد . اعراب انواع ماليات و خراجي را كه از مردم مي گرفتند به مركز خلافت مي فرستادند . در زمان عباسيان ، محمد زبعي از طرف ابومسلم ، عهده دار حكومت يزد شد و در روزگاران آل بويه تا زمان عضد الدوله ، يزد تابع ايالت پارس بود . از قرن دوم تا چهارم هجري ، همزمان با احياي دولت هاي ايراني كه باعث شد امنيت و آرامش نسبي در سر زمين ايران ايجاد شود ، نيروهاي توليدي منطقه ي يزد از رشد و اعتلايي مناسب برخوردار شدند و احداث و حفر قنات و نهر آبياري كه منجر به توسعه ي اراضي كشاورزي و باغ ها شد ، رواج يافت . از يزد در زمان صفاريان ، سامانيان و غزنويان اطلاعات تاريخي اندكي باقي مانده است ، اما در قرن هاي چهارم و پنجم ، شهر يزد به تدريج آباد و بزرگ شد و قلمرو اصلي شهر از حدود شارستان به ربض ها گسترش يافت و نام شهر « كثه » به تمامي ولايات يزد اطلاق شد . دوران طلايي و شكوفايي يزد در زمان آل بويه و اتابكان بود . در اين دوره مسجدها ، مدارس ، كتابخانه ها و يك حصار جديد با چهار دروازه بر گرد شارستان يزد احداث شد . بناي مدرسه ي دو منار و آرامگاه علاالدين كالنجار از بناهاي مهم اين زمان هستند كه اولي به نام زندان اسكندر و دومي به نام دروازه ي امام مشهور است . روستاي گرد فرامرز نيز از جمله روستاهايي است كه در اين دوره آباد شد . اتابكان در سالهاي 536 تا 718 هجري با وجود نابساماني و هجوم طوايف بيگانه به كرمان ، اصفهان و فارس ، به آرامي حكومت كردند . در اين دوره ، يزد در مسير جنوبي جاده ي ابريشم قرار داشت و منسوجات مختلفي كه مواد اوليه ي آن ها از نقاطي مانند استر آباد ، گيلان و مرو مي آمد ، توليد مي شد . دوري از سرحدات استقرار حكومت آل بويه در اصفهان وفارس ، رونق مبادلات و بازرگاني در قرار گرفتن يزد بر سر راه هاي تجاري و كاروان رو نواحي مركزي و جنوبي ايران ، موجبات رشد و تكامل شهر نشيني اين منطقه را در اين دوره فراهم آورد .
|
پژوهش در نام شهرهاي ايران ، ايرج افشار سيستاني ، انتشارات روزنه ، 1378